تبليغاتX
Just False

Just False

اين نوبت از كسان به شما ناكسان رسيد - نوبت ز ناكسان شما نيز بگذرد

صداي قرآن – عبدالباسط – حمد و شمس – از همان هايي كه نغمه سراي اسلامي ميفروشد.

گريه و پيراهن مشكي؛ مرد خوبي بود، خدا بيامرزتش، نه، شايد هم زن خيلي خوبي بود، حالا هرچي كه بود، خوب چيزي بود. هنوز صداي قرآن ميومد، خانم ها گريه ميكردند، خون گريه ميكردند، بريتني – جنيفر – كاترين. و من داشتم به خاطراتي كه ازش داشتم فكر ميكردم، خيلي هم بچه نبودم، "خون در محل رقص"، شايد هم خون در محل ختم.

بلند بگو لا اله الا ا...  به حق شرف ...  محمد ... علي...

هجله هم بود، جوان ناكام، كلمه ي مناسبي نيست، حداقل جوون نبود ديگه، همه جوره هم از اين دنيا كام گرفته بود.

رحم ا.... من قرا الفاتحه مع الصلوات

جنازه رو تا دم آمبولانس آوردند، شورلت استيشن مشكي، ختم با شكوهي بود، همه چيز فراهم، حتي نوشيدني مورد علاقه اش، عرق سگي، ميگفت شامپاينه تا آبروش نره، ولي عرق سگي بود، وحيد خودش آورده بود.

همه هستند، مكلي كوكين، يوري گلر، برايان آكسمن، گريك هاروي، تارانتينو، ويل اسميت، شر، تاركان، ياني، كوين، پل مك كارني، بان كي مون، باراك اوباما، اليزابت، پاپ جان پل اول، دوم، سوم، شرك يك، دو، احمدي نژاد، چهار، پنج.

حجله و چراغ زنبوري، چاقو و گوسفند قربوني؛ نخبه ي حركات موزون رو چطوري بايد تشيع جنازه كرد، هيچكس نميدونست، الان تو اون دنيا داره چكار ميكنه؟، اين سوال ذهني همه بود.

پوش يو هندز آپ، بك بك، ياه، ويو لفت، ويو رايت، فالو فالو، ا...اكبر

و فرشته ها ميرقصند، حوريان دست به گريبان قلمان ها، گويي به خودكفايي رسيده اند، و انگشت وسطشان را به سمت كساني كه ظاهرا در اين دنيا ادعاي مالكيت بهشت را دارند نشانه ميروند. شما را چه به بهشت.

بلند بگو لا اله الا ا...  به حق شرف ...  محمد ... علي...، خاك سپاري - لس آنجلس - بهشت زهرا – قطعه ي 258 – جهت پذيرايي – خيابان شهيد آبراهام لينكلن – نبش اتوبان ليدي نايت – چلوكبابي برادران – كسي از ماشين جا نمونه ها.

از خواب پريدم، تلويزيون روشن بود.

"متن پيام بدين شرح است؛ بسم ا... الرحمن الرحیم. انا ل... و انا الیه اراجعون. بدين وسيله فوت نا به هنگام عالم رباني، جامع عالي قدر، مرحوم حاج سيد محمدمايكل ِ جكسون (قرتي مسلكه) را به پیشگاه ولی ِ حضرت ولی عصر(عج) و عموم مسلمين جهان تسليت عرض مي نمايم"

پست جدیدم تو آوانگارد   avant-garde.blogfa.com

فالش | False

لينک ثابت یکشنبه هفتم تیر 1388  نويسنده  Just False  | 

 

هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد

هم رونق زمان شما نيز بگذرد

در مملكت چو غرش شيران گذشت و رفت

اين عوعوي سگان شما نيز بگذرد 

این نوبت از كسان به شما ناكسان رسيد

نوبت ز ناكسان شما نيز بگذرد

چون گرد و خاك اسب سواران فرونشست

گرد سم خران شما نيز بگذرد

بادي كه در زمانه بسي شمع ها بكشت

هم بر چراغدان شما نيز بگذرد

وين بوم محنت از پي آن تا كند خراب

بر دولت آشيان شما نيز بگذرد

آب اجل كه هست گلوگير خاص و عام

بر حلق و بر دهان شما نيز بگذرد

سيف الدين محمد فرقاني

لينک ثابت یکشنبه سی و یکم خرداد 1388  نويسنده  Just False  | 

غير از خداي مهربون، آخ يكي بود يكي نبود / توي ده شلمرود، يه روز و روزگاري بود / يه پير مرد ريش سفيد، ملا و كدخدايي بود / اين بار ميبرد، اون مياورد / اين يكي ميكاشت يه دونه، به وقت برداشت صد دونه / اون يكي ميرفت به شكار، روزي رو كدخداي ده ميگه خدا مي رسونه / كدخدا يار رعيتا، رعيتا پشت كد خدا / اما هميشگي نشد، كدخدا پير و خسته شد / سني ازش گذشته بود ملاي ده، عمري ازش گذشته بود خداي ده / ديگه زمين گير شده بود، والا ديگه پير شده بود / روي تشك زير لحاف كرسي، زمزمه ي زير لبش نشانه هاي كرسي / به فكر رعيتاش ميافتاد يه هويي، اشك تو چشماش جمع مي شدش اون يه هويي / همه اش تو فكر چاره بود، آخه تو حل مشكلا اين كاره بود / اما ديگه اين يه دفعه فكرش به جايي نرسيد، ملاي درمونده ي ما به راه چاره نرسيد / دنيا و زندگي رو اصلا بي خيال، ميپرسيد از خودش هميشه يك سوال / بعد من كي آبشون رو ميده به تساوي، كي نونشون رو ميده به مساوي / توي همين فكر و خيال، در به صدا دراومد، ملا پريد از تو خيال، آقايي اومد دم در دست به كمر / منه منه كله گنده، منه منه كله گنده / هم آبشون رو به تساوي ميدم، هم نونشون رو به مساوي ميدم / بي تعارف و بي علافي، آقا شدش زير لحافي / هنوز پاي ملا رو بو نداده بود، سلام ملا رو عليك نداده بود / دوباره باز صداي در دراومد، تنهايي ملاي ده سر اومد / اين يكي اومد درو زد، اون يكي اومد درو زد / اين يكي بالا پيش ملا نشست، اون يكي رفت اون دورِ دورا نشست / زير لحاف اما ديگه جا نبود، هر كسي هر جا لحافو ميربود / لحاف به خيلي ها رسيد، طبيعيه به خيلي ها هم نرسيد / اين ميكشيد اون ميكشيد، ملا ديگه لحاف نداشت / اين ميكشيد اون ميكشيد، ده ديگه كدخدا نداشت / اين ميكشيد، اون ميكشيد ... .

 

و دعوا هنوز سر لحاف ملا ادامه دارد... .

قربون ژوست خودم برم كه بدون محدوديت دوستش دارم، حتي واسه ي لينك

اين پست قرار بود  توي سزاواران نوشته بشه، اما براي هميشه نويسنده گي توي سزاواران رو ترك كردم

 

فالش | False

لينک ثابت شنبه بیست و سوم خرداد 1388  نويسنده  Just False  | 

ם

نفس، نفس،

خسته ی، خسته.

مسجد شاه،

آفتاب كف حياط پهن شده، عرق از پشت كمرت پايين مياد، دست و صورتت رو آب ميزني، موذن زاده ي اردبيلي خستگي رو از تنت در ميكنه،

حالا اگه مثل من تارك الصلوه باشي، ميدوني به هيچ عشقي جز خدا اعتباري نيست.

 

سر كلاس به مسخره نميگي،

استاد من عاشق خدام!!!

ם

خشك مصنوعي – همه اش تو قالبه – همش ادا در مياره،

به قول رضاخروشان، انگار رفته توي قالب كاسه ي توالت و از توي قالبش هم در نمياد – دست خودش نيست كه آدم گهي شده.

غروب سرد، نه از نظر آب و هوا، از پشت شيشه ي چسب خورده ي قرار گاه

كاپوچينو – چسب روي شيشه – قالب توالت

فــالــش  F  A  L  S  E

لينک ثابت چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388  نويسنده  Just False  | 

 

ديدار

به لحظه هاي ابدي پيوست

و احساسم

به شكوه ماند  

و نشاط

از تن پوش گل سرخ رخت بست 

و چهره گل پژمرد

 

 

 وقوع حادثه لرزيد

در پشت پلكهاي شب

و ابرهاي باران زا را

به خواب ترانه برد

 

و نشست بر رخ شعرم

 

و سكوت وحشت زا را

شكست در دل صحرا

 

  ژوست just

لينک ثابت دوشنبه چهارم خرداد 1388  نويسنده  Just False  | 

متروي مصلي – به قول بيجا مردم از نمايشگاه كتاب ديدن نمي كنن،

ژوست |‌ فالش ...، ناشر عمومي، بادام هندي، بادام ايراني، ساندويچ ليدا، دايتي، ايستك انار، بدون الكل، خنك نيست اين آب معدني.

ژوست |‌ فالش ...، عجب گلدسته اي، تاور كرين، چقدر ميشه توي اين پروژه خورد، خودستايي و روياپردازي مشترك ما، ما يه روزي خداوندگاران شعر و موسيقي و داستان پردازي ميشيم، استاد بهمن | استاد حيدري.

آقا ببخشيد.

ژوست ميگويد: ناموست رو سفت بچسب، مردم رو دزد نكن.

ژوست | فالش ...، اطلاعات برادران، صف، اردلان سرفراز، طنز اجتماعي، فاطمه راكعي، رضا براهني، عبدالكريم سروش، يدا... رويايي، مسعود بهنود، نابرادري، شرح احاديث هايده و مهستي.

ژوست ميگويد: متن در حاشيه ميميرد و ما در صف انتظار.

اطلاعات غلط نه فقط براي برادران – متن در حاشيه سانسور ميشود.

ژوست ميگويد: كيست بر ويرانه درم بمالد و برود.

فالش ميگويد: هميشه اين آدم هست.

فالش ميگويد: به قول شهين دخت پيرزادي "بهترين راه براي اينكه جوونا كتاباي خوب بخونن اينه كه خوندنشون رو ممنوع كنن"

باز فالش ميگويد: كتابخانه ي شيك - كتاب هاي لوكس فصل - کتاب باجلد قشنگ - فقط برای خوانده نشدن

اين روز ها فالش خيلي حرف ميزنه

فالش ميگويد: وقتي همه خواريم – اشك ديده ي من و خون دل شما – سقف – نما.

فروغ ميگويد: آقاي حيدري؟

فالش | فروغ ...، چگوارا – چه گوارا – عليزاده – مورتزارد – حضرت استاد كيوان ساكت – خداوندگار موسيقي  - ژوست در دسترس نيست.

غرفه هاي سر نبش، اسلامي – قراني – جمهوري اسلامي.

مير حسين موسوي ظاهر سازي و جمع آوري ناداني، " موسوي موسوي حمايتت ميكنيم".

غرفه ي كودك و نوجوان و آداب زناشويي و تمايلات جنسي.

ساعت 16 – هنوز حضور پر شور – شورش رو درآورده ايم.

هيچ نخريدم، كتاب ها ي ممنوعه، ترانه ي بي خداوندگار، ماهور هم نبود.

محل وداع امت با امام راحل – لطفا وارد چمن نشويد – سطل زباله.

به قول بيجا مردم در نمايشگاه كتاب ر ي د ن مي كنند.

فالش | false

لينک ثابت جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388  نويسنده  Just False  | 

 

در برودت شب انجماد

در مسير شعله ي تيز تيغ

چشم من

عميق شد

چشم من

شيار ثانيه شد.

 

ساعتي بعد

در امتداد يخ زده ي قطب كلام

لنگر عاج فيل

سبز شد

پروانه شد

خورشيد شد

شد.

ژوست just

لينک ثابت چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388  نويسنده  Just False  |